یک ماه شد از موندنم اینجا
سرکار رفتنم
تنها شدنم
درسته که سرکار بخاطر یک سری مسئولیتا استرس میکشم و تا پایان شیفت هزار بار می میرم و زنده میشم
درسته که تو خونه وقتی صدای آبجیا نمیاد، وقتی بوی غذای مامان نمیپیچه دلتنگ میشم
ولی با این حال
با همه ی دلتنگی ها و خستگی هاش برام شیرینه
اینکه قراره مستقل شم و ازون دختر بی دست و پای دیروز فاصله بگیرم برام ارزشمنده
و هیچوقت یادمنمیره اولین باری که پیام واریز حقوق اومد روی گوشیم چقدر برام لذت بخش بود (پول میدوس
برچسب:
نویسنده: دانیال یزدانی